موزه جانورشناسی دانشکده علوم _دانشگاه آزاد اسلامی مشهد |
مصاحبه با دکتر مجتهد زاده
و درودخدابر او، فرمود : با آن کس که تورا سخن آموخت به درشتی سخن مگو، و با کسی که راه نیکو سخن گفتن به تو آموخت ، لاف بلاغت مزن. ( نهج البلاغه / محمد دشتی / قم : نشر روح /960ص / 1379/ حکمت411/ صفحه729 )
شگفتی آفرینش ملخ
واگر خواهی در شگفتی ملخ سخن گو، که خدا برای او دو چشم سرخ ، دو حدقه چونان ماه تابان آفرید و به او گوش پنهان ودهانی متناسب اندامش بخشیده است ، دارای حواس نیرومند ، ودو دندان پیشین است که گیاهان را میچیند ودو پای داس مانند که اشیاءرا بر میدارد ، کشاورزان برای زراعت از آنها می ترسند . قدرت دفع آنها را ندارند گرچه همه متحد شوند . ملخ ها نیرومندانه وارد کشتزار می شوند وآنچه میل دارند می خورند ، در حالی که تمام اندامشان به اندازه یک انگشت باریک نیست!
( همان / خطبه185/ صفحه361 )
وچه آرام با چشمانی معصوم اما بسیار با تجربه اش می نگریست، دستان رنجورش گواه آن میدادکه چه زیبا وبا علاقه مصور می کرد آنچه را می دانست ومی خواست بدانند؛ صدای خسته اش نشانگر بیان های طولانی اما دلنشینش درطول سالهای تدریس بود.
در ایام هفته معلم بر آن شدیم علاوه بر تقدیر از معلمان واستادان در عرصه تدریس ، یادی از اساتیدی شود که سالها تحصیل ، تدریس وتحقیق کردنداما به دلایلی دیگر آرام شده اند ، اما نباید فراموش شوند. به همین دلیل تصمیم گرفتیم به سراغ یکی ازعالمان وادی علم برویم که روزگاریست دوستداران وعلاقه مندان رشته ایشان دیگر نمی توانند با وی به بحث و گفتگو بپردازند وآنها را به تفکر بر انگیزد واز عطش آنها بکاهد.
ازهمین حیث ، با یکی ازشاگردان گذشته وامروز ایشان جناب اقای دکتر نعمتی به دیدار ایشان رفتیم که هم جویای حال ایشان شویم وهم با دریافت اطلاعاتی از ایشان در زمینه تحصیل ، تدریس وتحقیق ، ایشان را به افراد علاقمند به علم به خصوص جانور شناسی وحشره شناسی ، اما غریبه با وی معرفی کنیم ؛ تا شاید بتوان هر چند ناچیز تقدیر وتشکری هم از این استاد به عمل آوریم .
مطالبی که در ذیل خواهد آمد اطلاعاتی است جالب و مفید که از مصاحبه با جناب آقای دکتر مجتهدزاده ( از اساتید سابق دانشکده) وهمسر مهربان ایشان ( خانم منیره طاهری ) گردآوری شده است.
10 اردیبهشت 1314در شهری آشنادر خانواده ای خانزاده فرزند پسری به دنیا آمد که پدر ومادرش نام اورا شاپور نامیدند . فرزندی که بعداز رسیدن به سن تحصیل علیرغم مخالفت پدرش واصرار او برای گذران بقیه عمر در زمین های پدری ، عرصه علم ودانش رابسیار گرانقدر تر از آن دانست که بخواهد به آن پشت کند.
پس اورفت ، نه به جاییکه در آن ناامیدی برای والدین عزیزش فراهم شود ، بلکه به مسیری که پس از چند سال والدینش از اوبه عنوان مردی بزرگ یاد کنند . فرزندی عزیز که نه تنها به مادرو پدر خود بلکه به جامه هم دین خود را اداکرد.
واما رشته زیبای اوچه بود که میتوانست برای جامعه اش مفید واقع شود ؟ بله زیست شناسی ومدرک او لیسانس جانور شناسی و بعد فوق لیسانس آن ؛ آیا در همین حد محدود شد؟ نه...
علاقه به علم ودانش وبه خصوص زیست شناسی او را از تلاش باز نداشت و پس از ازدواج و دارا بودن دوفرزند با وجود اینکه دوری از آن نور چشمان عزیز برایش به اندازه ای سخت وغیر قابل تحمل بود که تصورش هم در ذهن نمی گنجید ، امّا رفت چون باید می رفت. به کجا؟... به دانشگاه اورسه ی پاریس در کشور فرانسه برای تحصیل دردوره ی دکترای حشره شناسی که با وجود سختی های بسیار در زمینه های مختلف به علت علاقه زیاد نه در 6سال بلکه در 4سال آنرا به پایان رساند . به آغوش مهربان وصمیمی خانواده اش و وطن عزیزتر از جانش بازگشت. ودر این میان کسی که باعث آرامش واطمینان او می شد همسری بود مهربان ودلسوز که در ضمن بارور کردن نونهالان زندگیشان ، به تعداد زیادی از فرزندان این مملکت هم علم می آموخت تا بدانند وآنچنان نشود که ندانند.
به یقین کسی که آنقدر به تحصیل اهمیت می دهد به تدریس وانتشار علم هم بسیار علاقمند است واین موضوع از تدریس40 ساله ی آقای دکتر مشخص است ، تدریسی که30سال ازآن در دانشگاهها (به خصوص فردوسی) همراه با تحقیق وپژوهش فراوان بود به طوری که در بیشتر تابستان ها دانشجویان زیست شناسی خود را آماده می کردند تا با استاد عزیز به گردش بروند ونه تنها از طبیعت زیبا لذت ببرن بلکه نادانی خود را حداقل در ارتباط با کوچکترین جانوران قابل لمس برای انسان (حشره ها) به پایین ترین سطح ممکن برسانند ، وچه لذتی داشت تحقیقات وبررسی بعد از سفر به نقاط مختلف ایران.

گچ، تخته و...چه کلمات آشنایی هستند ویاد آور چه خاطرات زیبایی. خاطراتی که شایدهیچ گاه خاطره ای به زیبایی آنها در ذهن ما از دوران تحصیلیمان بجا نماند وچه قدر دل انگیزتر می شود هنگامی که می بینی استاد تو قبل از تو در سر کلاس آمده است ودر طی سالهای طولانی تدریس در 30سال حتی 30 ثانیه هم تأخیر نداشته باشد برای آنکه اولین درس زندگی را به تو بیاموزد . اما زیبایی بیشتر آن در حین تدریس بود . زمانی که با تعجب می دیدی هیچ جزوه و کتابی روی میز وجود ندارد واز تصاویر زیبایی که با دقت تمام و تأملی وصف نا پذیر با گچ های رنگی بر تخته سیاه کشیده شده بود ، تصور می کردی نقاشی جالبی را می بینی که نه تنها تو را به حیرت وا می دارد بلکه علاقمند به فراگیری علم ودانش می کند . و در آن لحظه با خود می گویی من حتما این گرایش را برای ادمه تحصیل انتخاب میکنم وبه رشته ی خود واستادان آن می بالی . و چه قدر سخت است لحظه ای که کلاس تمام می شود ( البته از سکوت حیرت آور دانشجویان آن ، رهگذران بیرون تصور می کردند فردی با خود حرف می زند وخود را برای سمیناری آماده می کند ) لحظه ای که باید با استاد تا هفته ی آینده خداحافظی کرد واز آن ناخوشایندتر آنکه برای ساعت بعد تخته سیاه پاک می شود ...
چنین استادی که آنقدر علاقمند به مطالعه است یقیناً بیشتر ساعات خود را به مطالعه می گذراند والبته به جغرافیا هم علاقه ای خاص دارد . نمونه ای از تحقیقات او (( جمع آوری و رده بندی حشرات وتعیین نحوه ی پراکندگی لاروهای سنجاقک های منطقه ی خراسان-بررسی اثر استروِِئیدی به نام AB14 در ترشح هورمون اکریزون در گونه ای از ملخ )) بوده است. کتاب (( اصول رده بندی حشرات )) دکتر مجتهدزاده تنها کتابی است که می تواند مارا با قلم ایشان آشنا کند ، اگرچه ایشان در همایش های بسیاری شرکت داشته اند.
و چه تقدیروسپاسگذاری برای این چنین استادی لازم خواهد بود؟؟؟
استادی که پس از سکته اول خود ، هفته ای 5 ساعت برای دانشجویان کار شناسی ارشد تدریس می کرد.اوبیشتردر ذهن ها جاویدان است تا بر لوح ها. چون ذهن هاهیچ گاه پاک نخواهد شد اما کاغذها پاره ، کثیف وسوخته خواهد شد!
واو نمونه بود وبه زبان همسرش حقیقتا ًنمونه بود. هم از لحاظ اخلاقی وهم از لحاظ علمی.
وآنچه قلب هر انسانی را به درد خواهد آورد این خواهد بود که پس از کسالت چنین استادی، دانشگاههایی که ایشان در آن تدریس می کردند هیچ یادی از ایشان نکرده است .
فرزند پسر ایشان آقای دکتر وحید مجتهدزاده اکنون 37سال دارد ومتخصص اعصاب و روان هستند. همچنین فرزند دختر ایشان خانم مریم مجتهدزاده 36ساله وماما میباشند.
دکتر مجتهدزاده پس اولین سکته در سال1378در بستر بیماری افتاده اند و حال چندان خوشی ندارند. ایشان سه سکته کرده اندوهم اکنون به بیماری مختلفی مبتلا هستند.
برای ایشان آرزوی سلامتی می کنیم وبرای همسربسیار دلسوزشان ، که در این مدت بهترین پرستاری رانسبت به آقای دکتر داشته اند ، از خداوند متعال صبر واجر فراوان خواستاریم .
گردآورنده: زیر کمیته سمینارها ونمایشگاهها
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|